
بقول اربابان سخن، دیشب حالتی برما رفت که مرگ به چشم خویشتن دیدیم .xa0 xa0حالا یا وقتش نبود و یا شانسش.xa0 xa0 فکر می کنم، سالهاست هربار حضرت مرگ را، تجسم می کنم از در بیاید و بگوید وقت رفتن است، چیزی یا کسی نیست که مرا به خودش گره زده باشد.xa0 که دلم را آتش بزند و فراقش را تحمل کردن سخت باشد .xa0 xa0دیشب فهمیدم هنوز هم رفتن برایم سخت نیست، حتی با وجود آقای ح.xa0...
ادامه مطلب
جان جهان خانه درباره من سرآغاز تماس با من بایگانی آخرین مطالب ۹۶/۰۶/۱۵ لابد مرگ نزدیک است ۹۶/۰۶/۱۱ درباب آشتی آشتین ۹۶/۰۶/۰۵ نمایشگاه صنایع دستی ۹۶/۰۵/۳۰ عبادت به اخلاص نیت نکوست ۹۶/۰۵/۲۸ قصّه چه کنم غصّهٔ تو کشت مرا ۹۶/۰۵/۲۴ عاشق ۹۶/۰۵/۲۲ از آستان عشق کجا می توان شدن؟ ۹۶/۰۵/۲۰ عشق زلیخا ابتدا بر یوسف آمد سالها/ شد آخر آن عشق خدا میکرد بر یوسف قفا ...
ادامه مطلب