
خیلی خسته هستم. xa0هنوز امکان استخدام شخصی برای کمک ندارم. بیشترین وقتم را خریدهای تلفنی، چانه زنی با شرکتها، رسیدگی به امور حسابداری و باز تماس های تلفنی میگیرد و من کمتر از روزهای قبل حرف میزنم، بس که از صحبت متنفرم... اما این xa0روزها بزرگترین دغدغه ام اهمال یومیه ها و تمرکز نداشتن به هنگام فرایض است. یاد آن گوسفند سیاه و سفید می افتم که پیامبری به فرد فقیری بخشید تا سرمایه کند و او کمتر -به مسجد رفت تا پیامبر گوسفند هایش را پس گرفت و مرد دوباره فقیر شد.xa0 بعنوان مثال باید از دستها و ناخن ...
ادامه مطلب
زندگی را دوست دارم. گرچه هرگز چنگی به آن نزدم، اما هیچ وقت هم رهایش نکردم.xa0 حالا که خسته ام و فکر و روح و جسم فرصت ندارد یکدم بیاساید، موقع خواب به تصویر دلگرم کننده ای فکر می کنم. وبا همان تصویر به خواب می روم. xa0در همین خانه اما کسی اعتقادی به عشق ندارد. بس که هرچه دیده اند و دیده ایم رنج است. کاش می توانستم به طریقی باور دیرینه " عشق شروع رنج است" را، پایان دهم.xa0 معتقدم که ذات عشق جداست از رنج. به من ثابت شد که این جمع شدن عشق و دوری و درد و فراق حاصل شماری تصمیم ها و بسیاری اتفاق ها و ...
ادامه مطلب