
آقای ح را فرستادم دامغان خرید پسته.xa0زنگ زده که خودت با تاجر قرار مدارومدار بگذار و سفارش بده من فقط حساب کنم و دریافت کنم بیایم.xa0به تاجر هم بگو شاگردم را فرستادم خدمتتان، فقط سواددرست حسابی ندارد، حساب کتاب بلد نیست تمام مدلها را و قیمتهارا بنویسید ...
ادامه مطلب
زندگی را دوست دارم. گرچه هرگز چنگی به آن نزدم، اما هیچ وقت هم رهایش نکردم.xa0 حالا که خسته ام و فکر و روح و جسم فرصت ندارد یکدم بیاساید، موقع خواب به تصویر دلگرم کننده ای فکر می کنم. وبا همان تصویر به خواب می روم. xa0در همین خانه اما کسی اعتقادی به عشق ندارد. بس که هرچه دیده اند و دیده ایم رنج است. کاش می توانستم به طریقی باور دیرینه " عشق شروع رنج است" را، پایان دهم.xa0 معتقدم که ذات عشق جداست از رنج. به من ثابت شد که این جمع شدن عشق و دوری و درد و فراق حاصل شماری تصمیم ها و بسیاری اتفاق ها و ...
ادامه مطلب
وقتی به خاطرهای در ذهنِ دیگری بدل میشوی، وقتی دیگری به خاطرهای در ذهنِ تو بدل میشود، آیا به مرزهای عشق نزدیک نشدهایم؟آیا عشق ناتوانیِ ما در فراموش کردنِ خاطرهای دور نیست؟ از کتابِ و حتی یک کلمه هم نگفتهاینریش بل ...
ادامه مطلب
دو عکس از مادام "کتی دریزن" معشوقۀ سید جمالالدین (مشهور به افغانی), عکسها ضمیمه نامهای مکتوب به فرانسه با امضاء Kathie مورخ ژوئیه 1855 از پاریس به لندن خطاب به سید بوده است. یکی از عکسها در وین و دیگری در فرانکفورت گرفته شده است. این زن, سید را در نامههایِ خود Din و Din عزیزم, خطاب میکند. پی...
ادامه مطلب
گفته بودم درباره عشق چیزی بگو نوشته بود آیه عشق را باید به موقع خواند....
ادامه مطلب
ازمیان نامه هایی که چندی قبل از پروست بدست آمده است، نامه ای به پسر صاحبخانه خودنمایی می کند که پروست ازبابت عشقبازی همسایگانش بشدت شاکی است. وی در قسمتی از نامه می نویسد: "همسایه هایی که اتاق شان را تنها تیغه ای از آپارتمان من جدا می کند هر روز به طرز جنون آمیزی عشق بازی می کنند به طوری که بعضاً حسادت مرا برمی انگیزند." این نامه به تاریخ ١۵ ژوئیه ١٩١٩ توسط پروست به دوستش "ژاک پورل" فرزند هنرپیشۀ...
ادامه مطلب
یادم باشد از دوستان جماعت نسوان بپرسم ، تصدق کمال یار رفتن ،قربان چشمان سیاه و دستهایش رفتن، موقع صحبتش ، بعد از دو و نیم سنه عاشقی عادی ست؟...
ادامه مطلب
رابطه ما ابتدا شبیه رابطهی بَنِر و عمو جغد شاخدار بود :xa0عمو جغد شاخدار: بنر برو، اینجا نمون.بنر: نمیتونم، تو گرسنهته، حالت خوب نیست.عمو جغد شاخدار: بنر لطفا برو، فقط برو.بنر: حداقل بیا یه گاز از دم من بزن، عمو جغد من تو رو دوست دارم.عمو جغد شاخدار: نمیتونم بنر، زودتر برو.بنر: من نگاه نمیکنم، بیا یه گاز از دم من بزن. الان هم که دوساله دم ندارم !...
ادامه مطلب
راستش ما از فرانسه خاطره زیاد داریم .xa0 اینکه بزرگترین عشق زندگیت را از قلب پاریس بیابی ، خودش به فیلمهای هالیوودی بیشتر شبیه است . که خب یافتیم و هالیوودی هم نبود .xa0 حالا فرض بگیر یک خواننده چراغ خاموش هم با پرچم فرانس دارید ، آدم را میبرد به همان اوایل دوران عاشقی .... xa0ناخودآگاه ......
ادامه مطلب
دلم میخواهد دختری داشته باشم .درست ترش این است که همیشه خواستم دختری داشته باشم .وقتی موهای مشکی ابریشمی دختر هفت ساله دوستم را نوازش می کردم و انگشتری که با دکمه مروارید شکل و یک تکه سیم ساخته بود ،به انگشتم کرد ، ته دلم لرزید از بی انصافی و کم فروشی دنیا از برای دختری که حق مسلم من است ،ولی نمی دهدش به من.xa0 باید دختری داشته باشم ، که کودکی کند ، که تاب بازی کند و از سرسره بالا برود و خودش را رها کند روی سر پایینی و قهقهه و خنده اش پارک را پر کند .xa0 وسط بازی هم بیاید خودش را پرتاب کند در آ...
ادامه مطلب