دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد / ابری که در بیابان بر تشنهای ببارد

خرید بک لینک

۱. مادربزرگم حرفهای مغز دار زیاد داشت، در چنته اش.

حالا این مغزها گاهی تند و تلخ بود ولی حقیقت بود . برای همین خیلی از همان حرفها را نمی نویسم و نمی گویم.

این را گفتم که بگویم در باب ترس از عکس العمل های مردها جمله ای داشت منشوری که نمی شود گفت .

اما پانزده دقیقه صحبت با صدای گرفته یار و اعلام پشتیبانی از شما و دعوت -به منزل که البته ما مهمان یک مهمان پذیریم، حال و ترس آدمی را خوب می کند، چه برسد به دیدنش بعد از بیش از سالی که گذشت...

۲. درد خود را به طبیبان بنمودم ، همه گفتند:

روی معشوقه همی بوس، که عشق است و جوانی

اوحدی مراغه ای- بابِ کمیسیون پزشکی، معشوق درمانی، بوس به شرط بهبود

۳. ای دل ... حالم همی بین ...

برخیز...

ما را در سایت برخیز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 11:55

صفحه بندی