بدایت عشق بهکمال، عاشق را آن باشد که معشوق را فراموش کند که عاشق را حساب با عشق است؛ با معشوق چه حساب دارد!؟
مقصود وی عشق است و حیات وی از عشق باشد و بیعشق او را مرگ باشد.
در این حالت وقت باشد که خود را نیز فراموش کند، که عاشق وقت باشد که از عشق چندان غصه و درد و حسرت بیند که نه در بند وصال باشد و نه غم هجران خورد زیرا که نه از وصال او را شادی آید و نه از فراق او را رنج و غم نماید.
همهی خود را به عشق داده باشد.
چون از تو بهجز عشق نجویم بهجهان
هجران و وصال تو مرا شد یکسان
بیعشق تو بودنم ندارد سامان
خواهی تو وصال جوی خواهی هجران
برخیز...
ما را در سایت برخیز دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: پنجشنبه 7 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:45